روش جستجوی تحقیق ها و مقالات در گوگل
ادامه......................................
ادامه......................................
ادامه...............................................................
ایران را پروراندم و ساختم تا جایگاهه ازادگان باشد
دیاکو
نخستین پادشاه ایران
**************************
شعر تاریخی ایران باستان از کورش بزرگ
چون باد زمزمه می پیچد
در جای جای بابل:
"آنک رسید از ره
آنک رسید از ره،
ادامه مطلب.................................................................................
البته باید توجه داشت که برخی از این باورها، الزاما هم ربطی به برنامهنویسها ندارد و شاید درباره خیلیها دیگر هم درست باشد. (برای نمونه همین مورد اول)

ادامه...................................
اگه دوست دارید درد دل یه پسر زشت عاشق رو بشنوید ......
کجا شروع کنم قصه ی دردمو بگم؟ آره دنیا از تو و این آدمات گله دارم
از همون روز تولد تو به من بد کردی میون این همه آدم منو بدبخت کردی
نمیدونم که چرا میخنده هرکی میشنوه مگه گریه های یه مردم آخه خنده داره؟
ادامه شعر در ادامه مطلب........
| کره جنوبی اول و ایران 144/!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! | |
| رتبه بندی کشورها از نظر سرعت اینترنت خانگی/ ایران پایین تر از عراق و ونزوئلا | |
| خبرگزاری مهر - گروه فناوریهای نوین: در آخرین آماری که کشورهای دنیا را از نظر سرعت اینترنت خانگی مورد مقایسه قرار داده است کره جنوبی دارای بیشترین سرعت اینترنت است اما ایران در رده 144 دنیا از ونزوئلا، نیجریه، بولیوی، عراق و پاراگوئه عقب تر است. | |
۲-از سياه پوسته مي پرسن بدنت رو با چي مي شوري؟ مي گه با مشكين تاژ!
ادامه...............
متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود :
نامه ای به خدا !!!
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.
در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.
دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است
و من دو نفر از دوستانم ر ا برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم .
هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن…
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.
نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.
در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند…
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.
عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود:
نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم.
چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم ؟
به لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی…
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان بی شرف اداره پست آن را برداشته اند …!!!
امروز براتون یه سایت معرفی میکنم که میتونید با عضویت در اون با کمی تلاش حدودا ۳ روز ( البته اگه دوستای زیادی داشته باشید ) صاحب یک ادرس Url مجانی به نام خودتون بشید .
روش کار اینه که شما حدودا شش نفر عضو برای این سایت پیدا میکنید و به همین راحتی صاحب یک دامین اختصاصی میشید . هنگام ثبت نام مشخص کنید که چند تا دامین میخواید . تعداد دامین بیشتر عضو گیری بیشتر میخواد .برای ثبت نام رایگان لینکی این پایین گذاشتم لطفا با اون وارد بشید تا یه جورایی هم به منم کمک کرده باشید
.
یادم رفت بگم سایت برای شما لینک اختصاصی میده که به دوستتاتون بدید برای ثبت نام و اگه با این لینک وارد بشن شما به صورت اتوماتیک معرف اونها خواهید بود
برای ثبت نام لطفا اینجا کلیک کنید.........

یک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانی هوائی کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت: «مایلی با همدیگر بازی کنیم؟»
مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روی خودش کشید.
برنامهنویس دوباره گفت: «بازی سرگرمکنندهای است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید5 دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من 5 دلار به شما میدهم.»
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روی هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگری داد.
گفت: «خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید5دلار بدهید ولی اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازی کند.»
برنامهنویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمهای بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامهنویس داد. حالا نوبت خودش بود.
مهندس گفت: «آن چیست که وقتی از تپه بالا میرود 3 پا دارد و وقتی پائین میآید 4 پا؟»
برنامهنویس نگاه تعجب آمیزی کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخوری پیدا نکرد. سپس برای تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکی دو نفر هم گپ (chat) زد ولی آنها هم نتوانستند کمکی کنند.
بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد. مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامهنویس بعد از کمی مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
مهندس دوباره بدون اینکه کلمهای بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.
سالها پيش از كنار دريا عبور كردي اما هنوز امواجش براي بوسيدن جاي پايت مي آيند و مي روند
آن گاه كه عشق تو را مي خواند در پس او برو اگر چه راه هاي عشق سخت و پرشيب است و آن گاه كه بالهايش تو را در خود مي پيچند ـ آرام گير اگر چه شمشير پنهان بالهايش تو را زخم زند
منم عاشق مرا غم سازگار است/ تو معشوقي تو را با غم چكار است
ادامه.................................................
ادامه...............................

ادامه.............................................
برای خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید
۱چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد…
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم…
قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم غلط زیادی که جریمه ندارد
۲خواب دیدم قیامت شده است.
هر قومی را داخل چاله ای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله ی ایرانیان.
خودم را به نزد یکی از فرشتگان رساندم و پرسیدم : چرا برای چاله ی ایرانیان نگهبان نگذاشته اند آیا به ایرانیان اعتماد کرده اند که نگهبان نگذاشته اند؟
گفت : می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله!!
پرسیدم که اگر در میان ما کسی باشد که عزم بالارفتن از چاله کند چه؟
جواب داد : اگر کسی از آنها فیلش یاد هندوستان کرد ، خود ایرانی ها بهتر از هر نگهبانی لنگش را کشند و به ته چاله بازگردانند.
انتقام زن از شوهر خیانت کارش
یه خانومی وارد داروخانه میشه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره!
داروسازه میگه واسه چی سیانور میخوای؟
خانومه توضیح میده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.
چشمهای داروسازه چهارتا میشه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمیتونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قواننیه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد… هردوی ما را زندانی خواهندکرد و دیگه بدتر از این نمیشه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد.
بعد از این حرف خانومه دستش رو میبره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام میخوردند.
داروسازه به عکسه نیگاه میکنه و میگه: خُب، حالا…. چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟؟!!
نتیجهی اخلاقی: وقتی به داروخانه میروید، اول نسخهی خود را نشان بدهید
یک بازرس دولتی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ، از یک روان پزشک پرسید: شما
چطور می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن نیاز دارد یا نه ؟
روان پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخوری ، یک فنجان و یک
سطل جلوی بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالی کند.
بازرس گفت : آهان! فهمیدم ، آدم عاقل باید سطل را بردارد چون بزرگ تر است…
روان پزشک گفت : نه ! آدم عاقل درپوش زیر وان را برمی دارد. شما هم مثل اینکه باید بستری
شوید می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟
شما هم می تونید این تست رو از دوستانتون بگیرید تا بفهمید بیمار است یا خیر؟
دلیل اول
این هنرمند متعهد و پایبند به کانون گرم خانواده بیش از ۴ بار ازدواج کرده و این سنت حسنه را بیش از پیش به جا آورده . لذا هر تلاشی که انجام داده در جهت رفاه خانواده بوده و بر خلاف همکارانش ، مردان را به صورت حلال به فیض رسانده ، لذا وی به عنوان یک الگو برای جامعه خودش ، با هرگونه پاشیدگی و پاره گی خانوادگی مخالف است
دلیل دوم
خانم جنیفر از تمام نعماتی که خداوند در اختیارش گذاشته به بهترین نحو بهره برداری می کند. ایشان هم خواننده هستند ، هم رقاصه هستند، هم هنرپیشه ، هم یک مادر و همسر خوب. از طرفی در مسائل بازرگانی هم کوتاهی نمی کند . از آنجایی که همیشه راضی و قانع هستند به کسی نه نمی گویند تا دل کسی نشکند
دلیل سوم
ایشان مقام زن را در غرب زنده نگه داشته و اعتماد به نفس این موجود لطیف را که در طول تاریخ اجحاف بسیار شده بالا برده است ، در حدی که بسیاری از مردان در مقابل همین خانم اظهار ناتوانی کردند و خیلیها نکشیدند با ایشان باشند
دلیل چهارم
خانم جنیفر توفیق خدمت داشته اند تا در تمام عرصه ها به جامعه و بندگان خدا خدمت کند. این بانوی کوشا تا دیر وقت در استدیوهای سربسته تمرین کرده و همان فردا شبش با تمام کم خوابی و کسالت در کنسرت حضور یافته و تا صبح در جهت خدمت به خلق ، در چارچوب حرکات موزون نموده است
دلیل پنجم
پنجمین دلیل دیگر وجاهت این عزیز هنرمند صداقت داشتن و عدم ریا است. او هرگز ریا نکرد و همان نشان داد که بود . این هنرمند با اخلاق در یک آن لباس از تن به در آورده و سینه چاک می کند ( البته با اذن کتبی شوهر ) و ابایی از حرف مردم ندارد. او اگر از آهنگسازش خوشش بیاید به جای طفره رفتن ( مثل چشمک و اطفار) به سرعت با وی عقد محضری می کند تا مشکلی نباشد . پاینده باشی دخترم
دلیل ششم
آخرین دلیل .حمایت جنیفر عزیز از پدر و مادرش است . او نه از جیب شوهرانش بلکه از درآمد حلال خودش برای والدینش سرپناه خریده و آنها را تکریم کرده. البته این خواهر زیبا از تکریم مشتریان هم غافل نبوده و هوای همه را داشته
I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness
ترجمه جمله :
نمیدانم این دکترهای خانوادگی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی آنها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن آنها ( دست خط ) برتری میجوید.

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)
دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم …. *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی … , … خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه ۲ ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و ۲ روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن
دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل ۱۵۳ قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه . راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگویر تکاملی گدایی
با پیشرفت تکنولوژی باید پذیرفت که گدایی هم دسخوش تغییرات زیاد و پیشرفت های چشمگیری شده و طبق پیش بینی های انجام شده توسط کارشناسان تا ۵ سال آینده برای کمک به این گداهای فلک زده می توانیم از کلیه کارتهای بانکی عضو شبکه شتاب استفاده کنیم.
یکی با ماشینش تو برفا گیر می کنه زنجیر نداشته سینه می زنه!
سقراط می گه یونانیها دروغ گو اند . خود سقراط یونانیه پس سقراط دروغ می گه که یونانیا دروغ گو اند . بنابراین یونانیها راست گو اند پس سقراط راست می گه که یونانیا دروغ می گن حالا شما بگین یونانیا راست گویند یا دروغ گو
؟
غضنفر داشته دنده عقب با ماشین از کوه می رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب میری می گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد می گن الان چرا دنده عقب می یای می گه آخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم
غضنفر چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی… بعد از چند روز غضنفر زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟
هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز غضنفر! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه
سلام من الان بیمارستانم بدجوری تصادف کردم دکتر میگفت شونم خیلی بد شکسته .البته نمیخاد زیاد نگران بشی فردا حتماً میرم جاش یه برٍس میخرم. !!!!
بچه:مامان نهار چی داریم؟ مادر با عصابنیت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شدیم
هویجه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامانش میگه مامان آبهویج دارم!!!
آسمان را می نگرم تو را میبینم خورشید را می نگرم تو را میبینم ماه را می نگرم تو را میبینم خوب مسخره از جلوم برو کنار دیگه
ببخشین که این موقع مزاحم شدم.
یه سوال داره مثل خوره روحمو میخوره::
پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بوده؟؟؟!!!…
یه دفعه یه آفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی ” هنگ ” میکنه
از خشایار پرسیدند : گاو بهتره یا گوسفند
خشایاره میگه : گاو بهتره
می پرسند چرا
میگه : گاو وقتی میخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه میکنه بعد سمت چپ رو ، بعد میره ، ولی گوسفند عین گاو سرشو میندازه پایین رد میشه(این برای دامدار ها بودا….)
دلیلی که به حیوانات، حیوان گفته می شود، وحشی بودن آنهاست. حیوانات به طور غریزی تلاش بسیاری برای بقای نسلشان می کنند. اکثر حیوانات فقط کارهایی را انجام می دهند که برای آزاد ماندن، زاد و ولد کردن، حفاظت از فرزندان، حفظ قلمرو و سیر کردن شکم با مواد غذایی مطلوب، ضروری هستند. حال بیایید نگاه مختصری به چند حیوان بسیار جذاب و دلفریب اما بی نهایت بی رحم و مهلک بیندازیم.
۳ – پلاتی پوس (نوک اردکی
۴ – شمپانزه
۵ – دلفین دهن باریک
۶ – اسب آبی
۷ – فیل
۸ – سنجاب
۹ – قو
۱۰ – سفره ماهی
ادامه مطلب...........
معذرت خواهی و ابراز ناراحتی از اینکه شاید دیگران را ناراحت کرده باشیم؛ هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد.
موقعیتی را در نظر بگیرید که به دلیل یک اشتباه که از جانب شما سر زده است، دوستتان یا همسرتان ناراحت شده است. در این حالت چند انتخاب وجود دارد :
۱ – ابتدا اینکه با خود بگویید “چرا غرورم را بشکنم و عذرخواهی کنم؟ انسان جایزالخطاست…، شده که شده…” و امثال این نوع جملات که در سر می پرورانیم که کاملا غلط و مردود است و کاری دور از انسانیت است.
۲ – انتخاب دوم شما این است که در همان لحظه عذرخواهی نمی کنید این کار را به بعد و موقعیتی دیگر واگذار می کنید. مثلا با خود می گویید “تا شب از او عذرخواهی می کنم” و یا اینکه “در میهمانی بعدی از دلش در خواهم آورد…” که راه درستی نیست.
۳ – انتخاب سوم این است که تصمیم می گیرید که موضوع را با یک هدیه در اسرع وقت جبران کنید که این موضوع شاید موکول به وقتی شود که دیگر کار از کار گذشته و این هم تصمیم مناسبی نیست اما در نوع خود می تواند کارساز باشد.
۴ – انتخاب آخر، همانی است که حدس زده اید: عذرخواهی در همان لحظه. دقیقا چند ثانیه و یا حداکثر چند دقیقه پس از اینکه به اشتباه خود پی بردیم، عذرخواهیم می کنیم و موضوع را تمام می کنیم. این روش بسیار کار ساز است.
پروسۀ بزرگ شدن بسیار پیچیده است. آیا تابحال در مورد هوش اجتماعی مطالعه داشته و یا شنیده اید؟ (در مورد هوش اجتماعی در پست های بعدی خواهم نوشت.)
هر کسی در هر سنی و سالی می تواند بزرگ شود و طوری باشد که دیگران او را “بچه” و یا گاهی “نی نی” نخوانند. شاید برخی افراد بزرگ شدن را فقط درهیکل و هیبت خلاصه کنند و یا شاید برخی دیگر فقط از لحاظ عقلی آنرا در نظر بگیرند اما در واقع هیچکدام از این دو واژه بزرگ شدنی که من در نظرم است را معنا نمی کنند.

حال شاید برایتان سوال پیش آید که چه هنگام یک فرد “بزرگ” می شود. پاسخ این سوال یک شرط دارد و آن هم این است که ابتدا هر آنچه در مورد بزرگ شدن و آقا شدن و یا خانوم شدن در نظرتان است را فاکتور بگیرید.
یک فرد که بزرگ شده است معمولا:
—————-
اما فردی که بزرگ نشده است معمولا